عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
155
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
جايز و روا شمرده نمىشود . از آنجا كه درك و فهم مانند اين مسئله فقهى كه صورتهاى مختلفى دارد و جداكردن چيزهايى كه سجده كردن بر آنها صحيح است از غير آنها ، براى بسيارى از مردم به ويژه مردمان عامى و بىسواد ، آسان نيست ، لذا به منظور رهايى از پيچيدگىهاى اين مسئله ، صرفاً بر خاك به عنوان اينكه بهطور قطع و يقين زمين است ، سجده مىنمايند . تا اينجا ، نكتهاى كه موجب ملامت شيعه ، نسبت به سجده كردن بر خاك شود - كه مطلوب آيهء كريمه در مسئلهء تيمّم است كه مىفرمايد : « پس تيمم كنيد بر خاك پاكيزه » - به چشم نمىخورد . مرحلهء دوّم از اين مسئله ، اين است كه چون هميشه و در همه جا و خصوصاً در زندگى متمدّن امروزى ، خاك در دسترس نيست و همراه بردن آن نيز به خاطر پراكنده شدن ، امكانپذير نمىباشد ، لذا لازم است قطعهاى از خاك به همين منظور ، مهيّا گردد و همراه باشد و بهتر است از گل فشرده ، فراهم آيد تا شكسته و پراكنده نشود و هنگام سجده كردن در پيشگاه خداى متعال ، پيشانى برآن قرار گيرد . اين خاك ، همان خاك مربّع ، يا دايره ، يا مستطيل شكل است كه مخالفان شيعه به قصد توهين و تمسخر ، آنها را « قرصها و لوحها » مىنامند و در حقيقت ، چيزى غير از خاك ؛ يعنى همان صعيد طيّب به شمار نمىرود كه شيعه ، آن را سجدهگاه خود قرار داده تا سجده او بر غير زمين ، صورت نگيرد . تعيين اين مهرها براى سجده ، چيزى جز آسانسازى كار مردم عامى و بىسواد نيست ، زيرا تشخيص چيزهايى كه سجده بر آنها جايز است ، از چيزهايى كه سجده بر آنها روا نمىباشد ، براى آنان سخت و دشوار است . با آگاهى از اين حقيقت كه شيعه ، اين مهرها را مقدس نمىشمارد و چنانكه دشمنان مىپندارند ، سجده كردن بر آنها را واجب و لازم نمىداند ؛ بلكه شيعيان ، نماز مىگزارند و در اين حال بر چيزى